۩۞۩هر چی بخوای هست۩۞۩
 
 
۩۞۩هر چی بخوای هست۩۞۩
 
باسلام خدمت همه میخواستم بهتون بگم من ای وبلاگ رو هر اخر هفته اپدیت میکنم پس حواستون باشه اگه وقت ندارین هر شنبه بهتره که سر بزنید تا در وقت خودتون صرفه جویی کنید

 |+| نوشته شده در  ۹۲/۱۱/۲۲ساعت 20:44  توسط امیر حسین  | 
 کدومتون میدونه که چیه؟؟ چه عاملیه که باعث میشه در تمام مراحل زندگی زنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در کشورهای سنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یک تفکر ساده ولی مسموم! تفکری که مثل یک پیچک دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفه میکنه. اینکه یک زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یک تکیه گاه دارد!! یک تفکر باطل و کاملاً غلط… شما به هرچی دختر ایرانیه نگاه کنین…


مغز همشون رو چند تا کلمه داره ویران میکنه..شوهر، عشق ، کسی که تا ابد کنارت بمونه!! تمام زنهای ایرانی زندگیشون رو دارن تو این خط خلاصه میکنن.متاسفانه پایداری هم ندارن! یعنی تا یکم تصمیم میگیرن عوض بشن زِبیخ گند میزنن تو اوضاع! ایندفعه از اونور بام می افتن پایین و اصلاً این مطالب رو پوچ میبینن و تمامش رو از ذهنشون پاک میکنن! ایندفعه میشن یه موجود نچسب که مغزش یخ بسته ! متاسفانه این تفکر باعث شده که زنان ایرانی هرچقدر هم که پیشرفت میکنند باز هم می خواهند که کسی آنها را خوشبخت کند! آنها همش تو فکر این هستند که یک نفر بیابد و بار این زندگی را برایشان بدوش بکشد! خانمها خودتون مقصرید..شما فکر میکنین سنگینی جهان برایتان زیاد است! شما تکیه گاه میخواهید ولی حاضر نیستید که ستون باشید. متاسفانه باید بگم راندمان عملیتون
افتضاحه! اکثراً زنان ایرانی خودشون رو یه نهال میبینن که داره یه طوفان رو تحمل میکنه ، منتظر یه داربسته که بیاد تا بتونه بهش تکیه بده!! خدا بگم چیکارتون کنه..بعضی هاتون هم یکم احساس میکنین که مثل اینکه قضیه مشکل داره ولی نمی دونین جریان چیه! درنتیجه شوت میکنین زیر داربست و میگین داربست میخوام چیکار؟ ..خودم مثل شیر وایمیستم جلوش…آقا باده هم ایکی ثانیه میاد زرتی نهال و ریشه و هرچی هست و نیست رو عینهو ماست میکنه می اندازه دور!!..خانمهای عزیز..لطف کنید این طرزفکر دراماتیک مامان بزرگاتون رو بریزین دور و محض رضای خدا یه ذره محکم باشین.در کتاب پیامبر و دیوانه ، اثر جبران خلیل جبران چند عبارت وجود داره که خوندش رو بهمتون توصیه میکنم.شما باید این تفکر رو جایگزین کنین.فقط دو بند از این عبارتهاش رو براتون میگم..
۱-زن و شوهر همچون ستون های یک معبد هستند که سقف را نگه میدارند ولی وزنی به دوش هم نمی اندازند
۲-از نان خود به هم بدهید اما هرکدام برای خود نانی داشته باشید..
بقیه اش رو برید بخونین و توروخدا یکم روش فکر کنید.شما فقط منتظرین که یه نفر بیاد و سنگینی شما رو تحمل کنه ولی اصلاً فکر نمیکنین اون در قبال اینکار از شما امتیاز می خواد. این افکار خاله هاتون رو هم بریزین دور که اگه عاشقه باید اینکارو انجام بده ! تو رو خدا بس کنین دیگه .یکم محکم باشین . مطمئن باشین اگه اینجوری بود به شما وانت می دادند نه شوهر!! شما باید بپذیرین که دوران اشتراک تموم شده! وقتی که مردی خرج زنش رو میده در واقع داره ازش آزادی خرید میکنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت کنه ولی در واقع شما رو صاحب

میشه! تو کلتون بکنین که اولین شرط آزادی اینه که دستتون تو جیب خودتون باشه.چرا روی مرد حساب میشه؟چون اون داره صورت حساب رو می پردازه!قدرت پول داره بحساب قدرت اون نوشته میشه! اصلاً روتون میشه واسه پول تو جیبی و خرج خونه هی پیشش دست دراز کنین؟بعد هم دو هزارتا جواب پس بدین که با پول قبلی چیکار کردین!! در سراسر دنیا زنها دارن کار میکنن.از تو رستوران گرفته تا توی راکتورهای اتمی، فقط توی این کشورهای سنتی گرای بی در و پیکرو بی صاحب میبینی که زنها چتربازی هم زندگی میکنن! در نتیجه آزادی نمیتونن داشته باشن.اونهایی هم که شاغل هستند باز در جهت اتینا شاغل هستند !! خانومها چرا همش معانی رو غلط تفسیر میکنین؟ جمله مالِ من و مالِ تو نداره دیگه مرد! بابا مرد بخدا! الان زندگی تو هزاره جدید حساب کتاب داره…بگیرین چی میگم.از نان خود بیکدیگر بدهید ولی هرکدام نان جداگانه داشته باشید. این اولین شرطه آزادیه : روی پای خود بودن. شما دنیای نوین می خواین ولی نمی خواین خودتون رو باهاش وفق بدین؟ مگه میشه همچین چیزی؟ اولین شرط زندگی در دنیای امروز اینه:خودت مسؤل ساخت زندگیت هستی. حالا بیام دوباره نظر خواهی رو باز کنم ببینم یه مشت شاعر نوشتن :آه ..ای دل..دوران عشق سپری شد! عاشقی مرد!…کوفت !! بخدا دارم خودمو کنترل میکنم که داد نزنم!………پوف…عزیز من عاشقی نمرده! ولی دوران اینکه تو مسؤل زندگیت نباشی تموم شده.هر فرد ۲ راه جلوی پاش داره.یا اینکه کسی مسؤل زندگیت باشه و در مقابلش باید آزادیت رو بهش بدی و یا مسؤل زندگیت باشی و هزینه آزادیت رو هم بپردازی..لوس بازی هم در نیارین!فلسفه مفت هم ننویسین چون حد وسط نداره…این مسائل هیچ ربطی هم به عاشقی یک فرد خود مسؤل نداره..میگیرین چی میگم ؟نداره..نداره..نداره.. 

 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۹ساعت 3:21  توسط امیر حسین  | 

با عبور کاربران فیس بوک از مرز 500 میلیون نفر در سرتاسر جهان، این شبکه اجتماعی اینترنتی را می توان پس از چین و هند سومین کشور پر جمعیت دنیا دانست.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه لوموند، این شبکه اجتماعی که از 6 سال پیش وارد دنیای مجازی شده، با توجه خواسته های مخاطبان در دنیای مجازی توانسته روز به روز بر جمعیت خود بیفزاید.

بر این اساس، هم اکنون کاربران فیس بوک از مرز 500 میلیون نفر گذشته و احتمال اینکه در آینده این کاربران به یک میلیارد نفر هم برسد وجود دارد.

البته انتقادی که نسبت به فیس بوک وارد است، این است که این شبکه مجازی حریم های خصوصی که باید محترم شمرده شود را در برخی موارد زیر پا می گذارد، امری که مدیران فیس بوک را هم به اندیشیدن چاره ای برای آن واداشته است.

از سوی دیگر، با وجود اینکه مدیران فیس بوک به درآمدهای حاصل از این شبکه اینترنتی اشاره ای نمی کنند، اما ارزیابی کارشناسان از سود یک میلیارد دلاری برای مدیران این شبکه تا پایان سال جاری خبر می دهد.

فیس ‌بوک (Facebook) در ۴ فوریه ۲۰۰۴ به ابتکار "مارک زوکربرگ" یکی از دانشجویان دانشگاه هاروارد آمریکا وجود آمد. فیس بوک از شبکه‌های اجتماعی مجازی است به واسطه آن می‌شود با دوستانی که دارای حساب کاربری در این شبکه هستند عکس، فیلم یا پیغام به اشتراک گذاشت. فیس بوک هم اکنون به طور رایگان در اختیار مردم جهان قرار دارد.

وبگاه فیس‌بوک بیش از 500 میلیون کاربرد دارد و هم‌اکنون به ۴۰ زبان از جمله فارسی، قابل دسترس بوده و ۷۰ درصد از کاربران آن در خارج از ایالات متحده هستند.

لازم به یادآوری است که شبکه های اجتماعی اینترنتی چون فیس بوک گاهی برای اهداف سیاسی علیه برخی کشورهای مخالف غرب نیز مورد استفاده قرار می گیرند. 



فیس بوک سومین کشور پرجمعیت دنیا!


 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۹ساعت 3:18  توسط امیر حسین  | 
۲۰ قسمت از بدن هست که بر اساس نظریه تکاملی داروین، باقی مانده از اعضا اجداد انسانهاست که در بدن انسان به صورت کوچک و بدون عملکرد باقی مانده است:
۱) ارگان ومرونازال VOMERONASAL ORGAN: یا ارگان جاکوبسون که حفره ای است در پل های بینی دو سمت با گیرنده های شیمیایی که در انسان عملکردی ندارند. در جانوران پست تر وظیفه درک ماده شیمیایی فرومون رو بر عهده دارند
۲) عضلات خارجی گوش: ۳ عضله هستند که در بخش خارجی گوش واقع شده اند و در سایر حیوانات نظیر خرگوشها و سگها، وظیفه حرکت مستقلانه گوش از سر را بر عهده دارند. اما انسانها هنوز دارای آن هستند و توسط این عضلات است که بعضی از افراد می‌توانند گوششان را تکان دهند
۳) دندان عقل: در انسانهای اولیه که مقادیر زیادی از گیاهان رو جهت به دست آوردن انرژی مصرف می‌کردند داشتن یک جفت اضافه دندان آسیا در هر فک مفید به نظر می‌رسید اما در انسانهای امروزی که انواعی از غذاها را مصرف می‌کند، زیاد ضروری به نظر نمی‌آید
۴) دنده گردنی: حدود یک درصد از مردم یک جفت دنده اضافی در بالای دندهای خود (در بخش گردن) دارند که به نظر می‌رسد باقی‌مانده از اجداد خزنده ما باشد. این دنده می‌تواند در این افراد مشکلات عروقی یا عصبی ایجاد کند
۵) پلک سوم: در اکثر پرندگان و پستانداران یک لایه محافظ به عنوان پلک سوم بر روی چشمشان وجود دارد که وظیفه حفاظت از چشم و خروج شن ریزه و گرد و غبار را از چشم بر عهده دارد. باقی مانده این پلک در انسان به صورت یک چین نازک در گوشه داخلی چشم وجود دارد.
۶) تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود رو لمس کنید به یک برجستگی بر‌می‌خورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد.
۷) عضله زیر ترقوه: عضله کوچکی که در زیر شانه قرار دارد و از دنده اول به ترقوه کشیده شده است و در صورتی برای انسان مفید بود که هنوز بر روی ۴ پا راه می‌رفت. البته بعضی از مردم این عضله را ندارند و بعضی نیز یک جفت از آن را دارند.
۸) عضله پالماریس (خیاطه): عضله بلند و نازکی که از زانو به کمر کشیده شده و ۸۹ درصد مردم دارای این عضله هستند. این عضله در جانوران پست تر در آویزان شدن و بالا رفتن از درخت بسیار مهم است. جراحان معمولا این عضله رو در جراحی های ترمیمی عضلات برداشته و از آن استفاده می‌کنند.
۹) نوک پستا‌ن در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود می‌آیند. مردان دارای بافت پستا‌نی هستند اما عملا استفاده‌ای از آنها نمی‌کنند.
۱۰) عضلات صاف کننده مو: در بسیاری از جانوران این عضلات که در قاعده موهای بدن واقع شده اند وظیفه سیخ کردن موهای جانور را در هنگام بروز خطر دارند تا جانور بتواند از آن به عنوان ترساندن مهاجم استفاده کند.
۱۱) زائده آپاندیس: یک لوله عضلانی باریک در روده بزرگ که در به نظر می‌رسد باقی مانده بخش از روده جانوران باشد که وظیفه هضم سلولز غذا (گیاهان) را بر عهده داشته باشد. اما در انسان بیشتر حاوی گلبول های سفید و غدد لنفاوی است.
۱۲) موهای بدن: ابروها در جلوگیری از ورود عرق به چشم ها و موها در آقایان در انتخاب جنس‌ی نقش دارند. اما به نظر می‌رسد اکثر موها در بدن نقش موثری را ایفا نمی‌کنند
۱۳) دنده سیزدهم: در شامپانزه ها و گوریل ها ۱۳ جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسانها ۱۲ جفت. اما ۸ درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمی‌رسد عملکردی را در آنها ایفا کند
۱۴) عضله کف پایی: به نظر می‌رسد در جانوران پست تر وظیفه چنگ شدن و قلاب شدن پاها به شاخه ها را بر عهده داشته است . اما در انسان به نظر می‌رسد فقط کمی کف پا را به پایین خم می‌کند. در ۹ درصد مردم این عضله وجود ندارد
۱۵) رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است
۱۶) انگشت پنجم پا: در پریماتها و پستانداران پست تر انگشتان پا وظیفه چنگ زدن و آویزان شدن از شاخه ها را بر عهده داشته اند.. اما انسانها احتیاج به انگشتان بزرگ پا دارند تا بتواندد با آنها ایستاده راه رفته و تعادل خود را حفظ کنند. لذا به نظر می‌رسد انگشت پنجم یا کوچکترین انگشت پا نقش اصلی در این مورد ایفا نکند.
۱۷) وازدفران (لوله منی) زنان: ارگان تکامل نیافته مردانه که انتهای در کنار تخمدانها قرار دارد. فاقد عملکرد است
۱۸) عضله هرمی (پیرامیدال) : حدود ۲۰ درصد افراد این عضله مثلثی، کوچک و شبیه کیسه را که در استخوان شرمگاهی (پوبیس) است ندارند. به نظر می‌رسد این عضله باقی مانده‌ای از کیسه در جانوران کیسه دار باشد.
۱۹) استخوان دنبالچه (کوکسیس): مجموعه چند مهره به هم جوش خورده کوچک که درا نتهای ستون مهره ها واقع شده و در پستانداران دیگر وظیفه حفظ تعادل و ارتباط را بر عهده دارد. اما در انسان نقشی را بر عهده ندارد.
۲۰) سینوسهای اطراف بینی: به نظر می‌رسد در انسانها نخستین این سینوسها سرشار از مخاط بویایی بوده تا به این ترتیب حس بویایی آنها را تقویت کرده و آنها را از خطرات حفظ کند. اما نقش انها در انسان امروزی به شکل دهی به صورت، گرم کردن هوای ورودی به ریه ها و سبکتر شدن سر کمک می‌کند. التهاب این سینوسها باعث سینوزیت می‌شود. 
 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۹ساعت 3:14  توسط امیر حسین  | 

- واقعا هیچ متنی نتونستم برا این عکس بنویسم . اگه شما میتونید کمک کنید .ممنون

 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۹ساعت 3:9  توسط امیر حسین  | 
سلام از اين كه به وبلاگ من اومدين ممنون 

ممنون ميشم اگه نظر بدين و من را با نظرتون ياري كنيد تا يك وبلاگ خوب درست كنم 



                                                                                         ممنون

 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۶ساعت 15:18  توسط امیر حسین  | 



واقعا خواندنیه
اگه نخونی از ذستت
 رفته
حالا خود دای


شـــــکــــرت خـــــــــــــدا جـــــونـــــــم
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،

نگاهت می کردم،

امیدوار بودم که با من حرف بزنی،

حتی
 برای چند کلمه،

نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،

از من تشکر کنی؛

اما
 متوجه شدم که خیلی مشغولی،

مشغول انتخاب لباسی که
 میخواستی بپوشی،

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی،

فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری
 که بایستی و به من بگویی:"سلام"،

اما تو
 خیلی مشغول بودی.


یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاری

 نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.

بعد دیدمت که از جا پریدی،

اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از

آخرین شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظرت بودم،

با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی

با من حرف بزنی.

متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛

شاید چون خجالت می کشیدی،

سرت
 را به سوی من خم نکردی!!!

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.


بعد از انجام دادن چند کار،

تلویزیون را روشن کردی،

نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟

در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را

جلوی آن می گذرانی.

در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایش
 لذت می بری.

باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،

شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!

موقع خواب،

فکر
 می کنم خیلی خسته بودی،

بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی،

نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛

اما اشکالی
 ندارد،

آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

هنگامی که به خواب رفتی،

صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود

را عاشقانه لمس کردم.

چقدر مشتاقم که به تو بگویم:

چطور می توانی
 زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.

من صبورم،

بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.

حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی.

من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم،

منتظر یک سر تکان دادن،

یک دعا،

یک فکر،

یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید.

خیلی سخت است که مکالمه ای
 یکطرفه داشته باشی.

خوب،

من باز هم سراسر پر از
 عشق منتظرت خواهم بود،

به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟

اگر نه،

عیبی ندارد،

من می فهمم و سعی می کنم
 راه دیگری بیابم.

من هرگز دست نخواهم کشید...

روز
 خوبی داشته باشی.

 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۶ساعت 15:2  توسط امیر حسین  | 



واقعا خواندنیه
اگه نخونی از ذستت
 رفته
حالا خود دای


شـــــکــــرت خـــــــــــــدا جـــــونـــــــم
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،

نگاهت می کردم،

امیدوار بودم که با من حرف بزنی،

حتی
 برای چند کلمه،

نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،

از من تشکر کنی؛

اما
 متوجه شدم که خیلی مشغولی،

مشغول انتخاب لباسی که
 میخواستی بپوشی،

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی،

فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری
 که بایستی و به من بگویی:"سلام"،

اما تو
 خیلی مشغول بودی.


یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاری

 نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.

بعد دیدمت که از جا پریدی،

اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از

آخرین شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظرت بودم،

با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی

با من حرف بزنی.

متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛

شاید چون خجالت می کشیدی،

سرت
 را به سوی من خم نکردی!!!

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.


بعد از انجام دادن چند کار،

تلویزیون را روشن کردی،

نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟

در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را

جلوی آن می گذرانی.

در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایش
 لذت می بری.

باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،

شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!

موقع خواب،

فکر
 می کنم خیلی خسته بودی،

بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی،

نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛

اما اشکالی
 ندارد،

آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

هنگامی که به خواب رفتی،

صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود

را عاشقانه لمس کردم.

چقدر مشتاقم که به تو بگویم:

چطور می توانی
 زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.

من صبورم،

بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.

حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی.

من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم،

منتظر یک سر تکان دادن،

یک دعا،

یک فکر،

یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید.

خیلی سخت است که مکالمه ای
 یکطرفه داشته باشی.

خوب،

من باز هم سراسر پر از
 عشق منتظرت خواهم بود،

به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟

اگر نه،

عیبی ندارد،

من می فهمم و سعی می کنم
 راه دیگری بیابم.

من هرگز دست نخواهم کشید...

روز
 خوبی داشته باشی.
 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۶ساعت 15:1  توسط امیر حسین  | 

عکس های بسیار زیبا و دیدنی دهکده گیتورن در هلند
گیتورن (Giethoorn) دهکده ای واقع در بخش هلندی از محدودۀ اویریسیل (Overijssel) می باشد که در محدودۀ شهری استینویکرلند و به فاصلۀ 5 کیلومتری از شهر استینویک (Steenwijk) واقع شده است.

گیتورن در گذشته شهری مخصوص پیاده رو ها بوده (ماشین ها اجازۀ تردد نداشته اند) و در هلند با لقب "ونیز شمال" یا "ونیز هلند" شناخته می شده است. این دهکده خصوصا بعد از سال 1958 معروف شد؛ یعنی بعد از زمانی که کارگردان هلندی، برت هانسترا، کمدی معروف فانفار (Fanfare) را در آن شهر بر روی صحنه برد. به همین دلیل گیتورن یک شهر توریستی شناخته شده در سطح بین المللی است که در هلند واقع شده است. در قسمت قدیمی دهکده، هیچ جاده ای وجود نداشت و تمام رفت و آمد ها از طریق یک کانال و از روی آب انجام می شد (امروزه نیز فقط یک مسیر دوچرخه سواری دارد). همچنین، دریاچه های موجود در دهکده در طی عملیات استخراج ذغال سنگ بوجود آمده اند.

این شهر در ابتدای سال 1200 به عنوان یک پارک حفاظت شده شروع به توسعه و پیشرفت نمود. اولین ساکنین این منطقه کشاورز بودند و در طی فعالیت خود، تعداد بی شماری شاخ بز وحشی کشف کردند. این شاخ ها متعلق به بزهایی بودند که در سال 1170 در طی سیل جان داده بودند. نام این شهر از روی شاخ بز گرفته شده (Geytenhoren) و نام امروزی (Giethoorn) شکل کوتاه شدۀ آن است.

کانال های این دهکده در طی روز بسیار شلوغ هستند پس صبح زود زمان مناسب تری برای بیرون رفتن و گشت و گذار می باشد. همچنین می توانید به راحتی به شهر رفته و یک روز را در آنجا بمانید زیرا این دهکده به شهر آمستردام نزدیک است و می توانید سفر سیاحتی فوق العاده ای داشته باشید.

 

 عکس های بسیار زیبا و دیدنی دهکده گیتورن در هلند  

  عکس های بسیار زیبا و دیدنی دهکده گیتورن در هلند

 عکس های بسیار زیبا و دیدنی دهکده گیتورن در هلند

  عکس های بسیار زیبا و دیدنی دهکده گیتورن در هلند

 عکس های بسیار زیبا و دیدنی دهکده گیتورن در هلند
 
  عکس های بسیار زیبا و دیدنی دهکده گیتورن در هلند

 
 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۶ساعت 13:52  توسط امیر حسین  | 

اگر تاکنون به مراقبت از پوستتان توجه نکرده‌اید سریع‌تر اقدام کنید چراکه پیری پوست از حوالی 30-20 سالگی شروع می‌شود، زمانی که شما هنوز هیچ آثاری روی پوست خود نمی‌بینید.


محصولات پوستی ممکن است اثربخشی چندانی روی این واقعیت نداشته باشند چراکه ژن شما، عادت‌های غذایی و آفتاب، مهم‌ترین عوامل این تغییرها هستند ولی بیشتر منتظر نباشید. باید برنامه ورزشی روزانه داشته باشید و به تغذیه‌تان اهمیت بدهید.

مرطوب‌کننده‌ها از پوست شما محافظت و آن را شاداب‌تر می‌کند. اگر پوست چربی دارید از یک مرطوب‌کننده فاقد چربی سبک استفاده کنید. در صورتی که پوست خشکی دارید، بیشتر از یکبار در روز از مرطوب‌کننده استفاده کنید.

ضدآفتاب قدم بعدی محافظت از پوست طی ساعت‌های روز چه داخل منزل و چه خارج از منزل است چراکه اشعه خورشید از هوای ابری و شیشه هم عبور می‌کند. بسیاری از مرطوب‌کننده‌ها ضدآفتاب هم دارند. از ضدآفتابی با SPF حداقل 30 استفاده کنید و لب‌هایتان را نیز پوشش دهید.


برای محافظت از پوست می‌توانید از فرمول زیر شروع کنید:
• صبح‌ها: مرطوب‌‌کننده، سپس ضدآفتاب.
• شب‌ها: محصولات ضدچروک و مرطوب‌کننده.

برای اینکه پوست شفافی داشته باشید اگر پوست شما خشک است، یکبار در هفته پوست را لایه‌برداری کنید و اگر پوست چربی دارید یک یا دو بار در هفته آن را لایه‌برداری کنید و اگر پوست حساسی دارید، با پزشکتان در این مورد صحبت کنید.

کاربرد روش‌هایی مثل رادیوفرکوئنسی و لیزرهای جوانسازی با تکنیک‌های جدید نیز می‌تواند در بهبود ظاهر پوستتان موثر باشد. در این خصوص می‌توانید از یک متخصص پوست بهره بگیرید.
منبع: هفته نامه سلامت

 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۴ساعت 22:56  توسط امیر حسین  | 
می‌گذشت.

فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی 

می‌فرمایید؟"

خداوند پاسخ داد:

"دستور کار او را دیده‌ای‌؟

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی 

باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از 

جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده 

گرفته تا قلب شکسته، درمان کند."

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

"این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش 

بفرمایید."

خداوند گفت :

"نمی شود!!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک 

است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،

یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را 

وادار 

کند دوش بگیرد."

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

"اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی."

"بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.

تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و 

زحمت بکشد."

فرشته پرسید :

"فکر هم می‌تواند بکند؟"

خداوند پاسخ داد :

"نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد."

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

فرشته پرسید :

"اشک دیگر برای چیست؟"

خداوند گفت:

"اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، 

تنهایی  و غرورش."


فرشته متاثر شد:

"شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند."

زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند.

همواره بچه‌ها را به دندان می‌کشند.

سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند.

بار زندگی را به دوش می‌کشند،

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می‌پراکنند.

وقتی خوشحالند گریه می‌کنند.

برای آنچه باور دارند می‌جنگند.

آنها می‌رانند، می‌پرند، راه می‌روند، می‌دوند که نشانتان بدهند چه قدر 

برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد

زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که بغل کردن 

و بوسیدن می‌تواند هر دل 

شکسته‌ای را التیام بخشد.

کار زن‌ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر نو می‌بخشند

زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.

خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!"

فرشته پرسید: "چه عیبی؟"

خداوند گفت:

"قدر خودش را نمی داند . . ."


 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۴ساعت 22:45  توسط امیر حسین  | 



ﻭﻗﺘﯽ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺑﺤﺚ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...
ﻏﺮ ﻣﯿﺰﻧﻪ ..
ﻗﻬﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...
ﺩﻟﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ...
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ..
ﻣﯿﮕﻪ ... ﻣﯿﮕﻪ .. ﻣﯿﮕﻪ ...
ﻭ ﺍﺷﮑﺶ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺣﺮﻓﺸﻮ
ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯽ ...
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ !
ﺑﺮﺍﺵ ﻣﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻪ ...
ﺍﮔﻪ ﻫﻤﺶ ﺻﺪﺍﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ ..
ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ .. ﺫﻭﻕ ﮐﻦ !
ﭼﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ...
ﺍﮔﻪ ﻣﺮﺩﯼ .. ﺍﮔﻪ ﻋﺎﺷﻘﯽ .. ﻗﺪﺭ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯿﺎﺷﻮ
ﺑﺪﻭﻥ .. ﺑﺰﺍﺭ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻘﺶ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﮕﯿﺮﻩ ...
ﺑﺰﺍﺭ ﻭﺍﺳﺖ ﺑﺨﻨﺪﻩ ﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻨﺪﻩ
ﻫﺎﺷﯽ ...
ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ..
ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ . ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﺰﺍﺭ ﻭ ﺑﮕﻮ ﻋﺸﻖ
ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ؟
ﺩﺧﺘﺮ ﺏ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺵ . ﻫﻤﯿﻦ ....
 |+| نوشته شده در  ۹۲/۰۸/۰۴ساعت 22:42  توسط امیر حسین  | 
گیاهی که فقط در یک قرن یکبار گل می دهد!!
 گیاه Queen of the Andes یا "ملکه آندس" گیاهی نایاب است که در طول زندگی خود هر 80 تا 100 سال یکبار گل می دهد.
 
http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

این گیاه عجیب تنها چند هفته قبل از مرگش گلدهی را آغاز می کند، اما تا قبل از گل دادن نیز حضوری با ابهت در میان طبیعت دارد زیرا این گیاه در زیستگاهی خشن و کوهستانی در پرو و بولیوی رشد کرده و گاه ارتفاع آن به 12 متر نیز می رسد.

اکنون "ملکه آندس" رو به انقراض گذاشته است و گروه خیریه ای در بولیوی در تلاش است آن را از انقراض نجات دهد.  بر اساس گزارش اتحادیه بین المللی محافظت از محیط زیست دلایل انقراض این گیاه زیبا از بین رفتن زیستگاه و کاهش یافتن تنوع ژنتیکی در میان نسل این گیاه است.
 
http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

برخی از مطالعات میدانی نشان داده اند این گیاه مواد غذایی مورد نیاز خود را از فضولات پرنده هایی تامین می کنند که برای تغذیه از گلها به آن نزدیک می شوند. اما گاه پرنده های گرسنه به شاخ و برگهای خاردار این گیاه گیر کرده و می چسبند، خارهایی که بیشتر به مجموعه ای از چنگالهای رو به جلو شباهت دارند تا خارهای معمولی یک گیاه.

به گفته "آنتونیو لامب" یکی از متخصصانی که در تلاش است این گونه گیاهی را از انقراض نجات دهد، در صورتی که دست فردی به خارهای این گیاه گیر کند، اگر با احتیاط دست خود را جدا نکند خارها به راحتی دست او را از هم دریده و جراحت عمیقی به وجود خواهند آورد. افراد محلی نیز از این گیاه دل چندان خوشی ندارند زیرا بارها شنیده اند که گوسفندان و دیگر دامهایشان به همین شکل به دام این گیاه عجیب افتاده اند.
 
http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

تنها زیستگاه ملکه آندس در پرو و بولیوی و در ارتفاع سه تا چهار هزار و 800 متری است. از این رو گیاه برای رشد و نمو نیازمند زمانی است که بتواند در چنین زیستگاه خشنی به جمع آوری و ایجاد منابع غذایی بپردازد تا بتواند در نهایت تولید مثل کرده و گل بدهد از این رو روند گل دادن این گیاه بسیار کند بوده و می تواند 50 تا 100 سال به طول بیانجامد.

بر اساس گزارش نشنال جئوگرافی، اما یکبار گل دادن این گیاه بسیار پرحاصل خواهد بود زیرا در همان یک بار بیش از ده میلیون دانه تولید خواهد شد در حال حاضر در حدود 800 هزار نمونه از این گیاه در پرو و 35 هزار نمونه از آن در بولیوی وجود دارند اما این تعداد با سرعتی نگران کننده در حال کاهش است.
 
http://www.irannaz.com/news_cats_1.html
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۹/۱۴ساعت 0:0  توسط امیر حسین  | 
این مطلب را بخوانید و برنده شوید !!
برنده میگوید امکان دارد.
بازنده میگوید غیر ممکن است.

برنده میگوید هم عقل هم احساس
بازنده میگوید یا عقل یا احساس

برنده میگوید بهتر است.
بازنده میگوید باید.

برنده میگوید بسیاری از موارد.
بازنده میگوید همه موارد.

برنده میگوید می آموزم.
بازنده میگوید آموخته ام.

برنده میگوید کمتر میپسندم.
بازنده میگوید متنفرم.

برنده گوش می دهد.
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است.

برنده میگوید: شاید راه بهتری هم وجود داشته باشد.
بازنده میگوید: تا بوده همین بوده و هست.

برنده میگوید میلیونها رنگ.
بازنده میگوید سیاه و سفید.

برنده میگوید اشتباه كردم.
بازنده میگوید تقصیر من نبود.

برنده میگوید راه حل چیست.
بازنده میگوید مقصر کیست.

برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.
بازنده می گوید : "متاسفم"، اما در آینده اشتباه خود را تكرار میكند.

برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میكند.
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میكند.

برنده به افراد برتر از خود، احترام میگذارد و سعی میكند تا از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.

برنده  تعامل را میشناسد
بازنده فقط جنگ یا سازش را میشناسد

برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته و هوشمندانه از ناتوانی های خود، آگاه است.
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبر است.

برنده مشكل بزرگ را به اجزای كوچكتر تفكیك میكند، تا حل آن آسان گردد.
بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم می آمیزد كه دیگر قابل حل شدن نیستند.

برنده می داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود.
بازنده احساس میكند كه اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد.

برنده از اشتباهات خود درس میگیرد.
بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، یادگرفته كه اقدام به هیچ كاری نكند.

برنده میكوشد تا مردم را هرگز نیازارد، مگر در مواقع بسیار نادری كه یک دل آزاری کوچک شادمانی بزرگی را در پی داشته باشد.
بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این كار را میكند.

برنده ثروت را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند.
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد.

برنده ترجیح می دهد كه، خود را مسئول شكست هایش بداند و وقت زیادی را صرف عیب جویی از دیگران نمیكند.
بازنده شكست های خود را ناشی از زمین و زمان و دیگران میداند .      

برنده میداند كه نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست، در حالی كه می كوشد تا آثار ناگوار این نقایص را بزداید هرگز تاثیر آنها را انكار نمیكند.
بازنده از اینكه خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است.

برنده میداند كه كدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد، و كدام یك را پس از مشورت با دیگران حتی بازندگان اجرا نماید.
بازنده یا رهرو دیگران است یا ادعای رهبری دارد.

برنده نسبت به پیرامون خود حساس است.
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.

برنده در وجود یك آدم بد، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت كار میكند.
بازنده در وجود یك انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو، به سختی میتواند با دیگران همكاری كند.

برنده در عین حال كه تعصبات خود را میپذیرد، تلاش میكند كه در هنگام قضاوت كردن بر این تعصبات غلبه كند.
بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراین در سراسر عمر، اسیر تعصبات خویش خواهد بود.

برنده از افکار نو استقبال میکند و کنجکاو است.
بازنده از افکار نو هراسان میشود و فرار میکند.

برنده سعی میكند كه رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت كند، و رفتارهای دیگران را، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی كند.
بازنده رفتارهای خود را بر اساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را بر اساس نتایج آنها ارزیابی میكند.

برنده ممکن است نكوهش كند اما می بخشد.
بازنده ضعیفتر از آنست که ببخشد و با خشونت ترد میکند.

برنده میخواهد مورد احترام دیگران باشد، اما ذهنش را درگیر آن نمیكند.
بازنده برای رسیدن به این هدف، دست به هر كاری میزند، اما سرانجام، با شكست روبرو می شود و به هدف اش نمی رسد.

برنده حتی زمانی كه دیگران وی را به عنوان یك خبره می شناسند، می داند كه، هنوز خیلی چیزها را نمیداند.
بازنده میخواهد كه دیگران او را یك خبره بدانند، و این نكته كه : "بسیار كم می داند" را، هنوز نیاموخته است.

برنده گشاده روست، زیرا كه میتواند بی آنكه خود را تحقیر كند، بر خطاهای خویش بخندد.
بازنده چون حتی در خلوت خویش، خود را پست و حقیر می شمارد، در حضور دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست.
 
برنده نسبت به ضعفهای دیگران، غمخواری میكند، زیرا ضعفهای خود را درك نموده و آنها را پذیرفته است.
بازنده دیگران را به دلیل ضعفهایشان خوار و خفیف می شمارد، زیرا وجود ضعف در درون خود را، انكار نموده و پنهان میكند.
 
برنده از تلاش خود معجزه میسازد
بازنده بدون تلاش، به انتظار معجزه می نشیند.

برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه كه از دیگران میگیرد، می دهد.
بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمیدارد كه، "پیروزی" یعنی بیش از آنچه كه می دهی، بستانی.

برنده هنگامی كه می بیند راهی را كه در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار نیست، هراس از ترك كردن آن، ندارد.
بازنده "نیمه ی راهی" را در پیش گرفته و به آن، ادامه می دهد، و اهمیتی نمیدهد كه سرانجام به كجا منتهی می شود.
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۹/۱۳ساعت 23:47  توسط امیر حسین  | 
آخرین نیوز: هر روزه صدها نفر از گردشگران به سر این قبر می‌آیند و در کنار سنگ مزارش عکس می‌گیرند.

به گزارش شبکه ایران به نقل از سایت ایزی‌دستی‌نیشن، قبر یک سرباز انگلیسی به‌خاطر تشابه اسمش با هری‌پاتر؛ قهرمان داستان‌های رولینگ مورد توجه بسیاری از گردشگران قرار گرفته است.

نکته جالب اینکه، هیچ ارتباطی بین این سرباز و هری‌پاتر مجموعه داستان‌های "جی.کی.رولینگ" وجود ندارد. با این حال هر روز صدها نفر از گردشگران به سر قبر این سرباز می‌آیند و خود را با گرفتن عکس یادگاری مشغول می‌کنند.

آنگونه که عنوان شده، این قبر سرباز بریتانیایی که در سال 1939 کشته شده، پنج سال پیش مورد توجه مردم قرار گرفته است. حتی شهرداری این محل نیز آن را در لیست جاذبه‌های توریسی قرار داده است.
 
http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

لازم به ذکر است "دانیل رادکلیف" که نقش «هری پاتر» را از نوجوانی در مجموعه فیلم‌های برگرفته از مجموعه رمان رولینگ بازی کرده، به تازگی ضمن اعلام خستگی از نقش‌آفرینی چندین ساله در این فیلم، به علاقه‌مندان این پسر جادوگر اطمینان داد که قسمت دیگری از این مجموعه در کار نخواهد بود.

همچنین مجموعه سینمایی "هری پاتر" که هم‌اکنون قسمت آخر را روی پرده دارد، با فروش جهانی ‌٥ میلیارد و ‌٤١٧ میلیون دلار پرفروش‌ترین مجموعه فیلم‌ تاریخ سینمای جهان است و در جایگاهی بالاتر از «جیمز باند» قرار دارد. علاوه بر این، بخش پایانی این فیلم نیز با استقبال درخور توجه مخاطبان رو‌به رو شده است.

"هری پاتر" نام مجموعه رمان‌های فانتزی است که به وسیله "جی.کی.رولینگ" نوشته شده‌ و در آن ماجراهای جادوگر نوجوانی به نام هری‌پاتر به همراه دوستانش رون ویزلی و هرمیون گرنجر مورد پرداخت قرار گرفته است.

"هری پاتر و سنگ جادو"، "هری پاتر و تالار اسرار "، "هری پاتر و زندانی آزکابان"، "هری پاتر و جام آتش"، "هری پاتر و محفل ققنوس"، "هری پاتر و شاهزاده دورگه" ،"هری پاتر و یادگاران مرگ" عنوان کتاب‌های این مجموعه رمان محسوب می‌شوند.
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۹/۱۳ساعت 23:37  توسط امیر حسین  | 
 

خوب..اومدم بیوگرافی شکیرا رو بزارم !! قبلنا توی کامپیوترم داشتمش و یادم نمیاد منبعش چی بود؟!!

به بزرگیه خودتون ببخشید

بیوگرافی شکیرا جون:

پس از به شهرت رسیدن در سرتاسر امریکای لاتین  شکیرا که خود اهل کلمبیا بود  به بزرگترین خواننده زن پاپ از زمان "جنیفر لوپز" ( که  درهای  موفقیت در زبان انگلیسی را گشوده بود) ، تبدیل شد. او به خاطر داشتن سبک پرخاش جو و متاثر از راک برجسته و مشهور بود . شکیرا همیشه کنترلی باور نکردنی بر روی کارهای خود داشته است به خصوص به عنوان یک هنرمند زن. او تقریبا تمام کارهایش را خود یا با کمک دیگران می نویسد و در این جریان شهرت زیادی به عنوان یکی از بلند پروازترین  ترانه سرایان موسیقی لاتین بدست اورده است. زمانی که او اولین کار خود به زبان انگلیسی را در سال 2001 منتشر ساخت به سرعت به یکی از بهترین های پاپ تبدیل شد در حالی که  احساس عمیق و شاعرانه اش  و نیز از ویدئوهای گرم او كمك فراوانی می كند.

"شکیرا مباراک" ( نام کامل: شکیرا ایزابل مباراک ریپول ) در2 فوریه ی سال 1977 در کلمبیا در خانواده ای فقیر متولد شد. مادر او اهل کلمبیا و پدرش اهل لبنان بود بنابراین اودر کودکی هر دو نوع موسیقی را  از دو فرهنگ مختلف یاد گرفت. او همچنین بسیار به راک اند رول گوش می داد و گروه های Led Zeppelin و the Beatles و the Policeو the  Cure و Nirvana را گروه های  مورد علاقه ی خودمی داند. او در سن هشت سالگی اولین ترانه ی خود را نوشت. او در یازده سالگی شروع به یادگیری نواختن گیتار کرد در همین سن ماجرایی برای او پیش امد و آن اخراج از گروه همخوانان مدرسه بود.(به این دلیل كه او خیلی غلیظ می خواند و حقیقتا فراتر از یك گروه همخوانان معمولی!)

درسال 1990 و در سیزده سالگی شکیرا به امید تبدیل شدن به یک مدل به Bogotá رفت اما به جای آن قراردادی برای  ضبط موسیقی برای یک بخش سونی کلمبیا امضا کرد. اولین آلبوم او یعنی Magia شامل آهنگ هایی بود که او در طول پنج یا شش سال قبل نوشته بود  و در بر گیرنده ی اولین تلاش های او در این راه بود.هرچند که این آلبوم موفقیتی جهانی برای او در بر نداشت اما نام او را در کشورش بر سر زبانها انداخت. 

 

او به خاطر طبیعت پاپ گونه ی کار بعدی اش که در سال 1993 با نام Peligro (خطر) منتشر شد ناراضی بود ، شکیرا مسیرش را برای مدتی تغییر داد و در سال 1994 به عضویت کمپانی نمایش های تلوزیونی "El Oasis" درآمد.

زمانی که شکیرا در سال 1995به ضبط موسیقی بازگشت کنترل بیشتری بر روی موسیقی خود نشان داد و بیشتر بر روی راک اند رول کار کرد _به علاوه طنین عربی_در میان کار پاپ لاتین او به چشم می آمد. اولین نتایج این کار"Pies Descalzos"(پای برهنه) بود که در سال 1995 منتشر شد و در ابتدا به کندی به فروش می رسید .

 آلبوم کم کم شروع به دریافت  تقدیرهای متفاوت برای  Estoy Aqui که موفقیت بزرگی در سرتاسر  امریکای لاتین و نیز اسپانیا کسب کرده بود، کرد. پس از پیشرفت" Pies Descalzos" او به ساختن مشتقات آن ادامه داد یعنی: "Dónde Estás Corazón" و "Antología" و "Pienso en Ti" و "Un Poco de Amor" و "Se Quiere, Se Mata".البوم رتبه ی اول را در هشت کشور جهان کسب کرد و سرانجام در امریکا حدود 300000 نسخه به فروش رسید. شکیرا دو سال را به گردش و ترقی گذراند (او سرانجام در 1997 El Oasis را ترک کرد.).

شکیرا در جست و جوی موفقیت "امیلیو استفان" همسر گلوریا را که یک فرد موفق در موسیقی بود به عنوان مدیر و تهیه کننده ی کارهایش انتخاب کرد. حرکت او زمانی نتیجه داد که آلبوم بعدی  او در سال 1998با نام Dónde Están los Ladrones (دزد ها کجا هستند) موفقیتی بزرگ تری نسبت به قبلی کسب کرد.مسئله ی دیگر این بود که حدود 11هفته رتبه ی اول بیلبورد البوم های لاتین را داشت و دو رتبه ی اول در امریکا(در جدول لاتین) با Ciega, Sordomuda و "Tu". هر چند که تراک اصلی البوم "Ojos Así" اشاره ای واضح به موسیقی عربی بود که او از پدرش آن را به ارث برده بود.

                             

"Dónde Están los Ladrones" هنوز تاثیر گذارترین معرف شخصیت با اراده اوست. تجزیه و تحلیل شخصیت او ،او را در میان طرفداران زن او به چهره ای محبوب تر تبدیل می کند. زمانی که گلوریا استفان پیشنهاد داد تا "Ojos Así"را به انگلیسی ترجمه کند ، شکیرا تصمیم گرفت تا برای  داشتن  کنترل کامل بر روی کارهایش زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرد تا بتواند خودش آنها را بنویسد. در این زمان او صحنه را برای اجرایی در " MTV Unplugged" که اولین کانال به زبان اسپانیایی بود اماده کرد. " MTV Unplugged" به عنوان یک البوم درسال 2000 منتشر شد و برای دو هفته در صدر جدول لاتین قرار داشت و این سومین آلبوم او بود که به فروشی بیش از 300000 هزار کپی دست یافت و همچنین برنده ی جایزه ی Grammy به عنوان بهترین آلبوم پاپ گردید. در افتتاحیه ی مراسم انتخاب بهترین های موسیقی Grammy سال 2000 او به عنوان بهترین خواننده ی زن پاپ به خاطر : ("Ojos Así") و بهترین خواننده زن راك به خاطر : ("Octavo Dia") انتخاب شد. شکیرا موهای بلند قهوه ای اش را، بلوند رنگ می کرد،عاشق Antonio de la Rua (پسر رییس جمهور سابق آرژانتین ) بود .

او پس از مدتی بر روی اولین آلبوم خود به زبان انگلیسی  با نام "Laundry Service "شروع به کار کرد."هرگاه ،هرزمان" آلبوم بعدی او بود که دراواخر سال 2001 منتشر شد و او را در زبان انگلیسی نیز به یک ستاره تبدیل کرد."Laundry Service"در جدول پاپ امریکا در جای سوم و "هر گاه ،هرزمان"نیز در بین ده آهنگ برتر قرار داشت.آلبوم بعدی او  در بین ده آلبوم برتر و در مکان نهم قرار داشت.کمتر از یک سال پس از انتشار ان "Laundry Service "سه برابر 300000 نسخه به فروش رسیده بود.بازبینیها  از "Laundry Service " آن را به بخش های تاثیرگذارترانه های شکیرا به زبان انگلیسی تقسیم کرد اما تقریبا تمام آن ها مطابق تصورات ذهنی او بودند.

تور مسافرتی گسترده برای ساپورت "Laundry Service  "وقفه ای طولانی برای خواننده ایجاد کرد بنا بر این  مجموعه ی ریمیکس Laundry Service: Washed and Dried و آلبوم  (Live & Off the Record) (كه در واقع ضبط شده ی اجرای زنده بود)  او به جای آلبومی جدید منتشر شد.شکیرا به زودی شروع به نوشتن  آلبوم بعدی خود کرد و خیلی زود 60 آهنگ آماده کرده بود که بعضی به زبان انگلیسی و بعضی به زبان اسپانیایی بودند. بیست آهنگ برای دو آلبوم مختلف انتخاب شدند.هر دو این آلبوم ها در سال 2005منتشر شدند و هر دو جز ده کار برتر بودند. آلبوم"فیجکشن اورال" که به زبان اسپانیایی بود در ماه ژوئن در جایگاه چهارم و آلبوم "اورال فیکسیشن" که در ماه نوامبر منتشر شد در جایگاه پنجم قرار داشت. زمانی که فروش "اورال فیکسیشن" در سال 2006 رو به رکود گذاشت اهنگ "Hip Don't Lie" که اخیرا ضبط شده بود در بیلبورد آهنگ های برتر ژوئن قرار گرفت و یکی از موفقیت های بزرگ شکیرا را برای او به ارمغان اورد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۳۰ساعت 23:22  توسط امیر حسین  | 
۰۹۳۸۰۶۶۰۲۷۹
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۹ساعت 23:28  توسط امیر حسین  | 
هر کس توانست به این سوال ها جواب دهد لطفا به این شماره اس ام اس کند.
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۹ساعت 23:27  توسط امیر حسین  | 
لانگرهانس ( ۵
جزاير «لانگرهانس» در كجا هستند؟
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۹ساعت 23:24  توسط امیر حسین  | 
خويشاوندي ( ۲
دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۹ساعت 23:9  توسط امیر حسین  | 
شوهر کردن دختر پادشاه ( ۱
دختر پادشاهي از پدر خود ميخواهد، كه او را تنها به كسي شوهر دهد كه بتواند به پرسشهاي منظوم او پاسخ گويد، بزرگان و اميرزادگان، همه از پاسخ گفتن درمي مانند و سرخود رادر اين راه برباد ميدهند. تا آنكه دلاك كچلي در پاسخگويي به پرسشهاي دختر پادشاه توفيق حاصل مي كند. پرسشهاي آن دختر چنين بود:
من اگر آهوي شده به كوهها بگريزم، چه مي كني؟ 2- من اگر مشتي دانه شده، برزمين ريختم، چه مي كني؟ 3- من اگر گُلي شده بر كوهها رُستم، چه مي كني؟ 4- من اگرسيبي شده به درون صندوقي رفتم، چه مي كني؟ پاسخ آن دلاك كچل چه بود؟
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۹ساعت 23:8  توسط امیر حسین  | 
سوالی ساده جذاب و سخت .برای این که سطح دانش شما را ارتقاع بدیم.

 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۹ساعت 23:7  توسط امیر حسین  | 
مشهورترین دختر ایرانی در جهان
نام آلیا صبور ۱۹ ساله به عنوان جوانترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گینس ثبت شد.

به گزارش پایگاه خبری worldbulletin، آلیا صبور شهروند امریكایی ایرانی‌الاصل است که كه تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می‌كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان‌ترین استاد دانشگاه جهان ثبت كرده است.

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

ساكن امریكاس. آلیا صبور نابغه 19 ساله ایرانی رتبه اولین و جوانترین پروفسور زن رو تونسته بدست بیاره ...

این دختر ایرانی تبار بطور تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می‌كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان‌ترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گینس ثبت نموده است. ركوردار قبلی جوان‌ترین پروفسور دانشگاه های جهان متعلق به یك فیزیكدان اسكاتلندی بنام "كولین مك لورین" كه شاگرد اسحاق نیوتن بود و در سال 1717 میلادی (291 سال پیش) در سن 19 سال و 7 ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود.
 
http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

"آلیا صبور"در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی ریاضیات کاربردی بخواند. وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی با گرایش به موسیقی به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت.

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html
 

آلیا چهارده ساله بود که مدرک لیسانس خود را از دانشگاه نیویورك اخذ كرد و دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه درکسل، نیویورک شد.
 
http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

او در 18 سالگی مدرك دکترای خود را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد، او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زیادی دارد.

فقط سه روز مانده بود که نوزده ساله شود که برای تدریس در دانشگاه کنکوک، سئول، کره جنوبی پذیرفته شد. وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فیزیك دانشگاه كنكوك تدریس می‌كرد و در حال حاضر، ریاضی و فیزیك را در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می‌كند. او یكی از دلایل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره‌ای بیان کرده است.
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۶ساعت 0:51  توسط امیر حسین  | 
http://www.ghalebsara.ir/
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۴ساعت 22:39  توسط امیر حسین  | 
امروز تصمیم گرفتم یک مسابقه بزرگ بر گذار کنم .هر کس بتونه بهترین اس ام اس را بده یه جایزه داره . نفد اول ۳۰ هزار تومان -نفر بعد ۲۰هزار تومان -نفر بعد۱۰هزار تومان .اس ام اس های خود را به این شماره بفرستید ۰۹۳۸۰۶۶۰۲۷۹ .
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۲۴ساعت 21:46  توسط امیر حسین  | 
 آموزش خودكشی (طنز)
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنج‌های فراوان یا بالعکس صورت می‌گیره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش می‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد
برخلاف نظر خیلیها که می‌گن خودکشی خیلی راحت و سهله باید بگم نخییییییییر... اونجوریام نیست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست

اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندی می‌كنیم
کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
کسی که قاط زده (مثه من)
کسی که از زندگی خیر ندیده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه
و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو كدامیك از دسته‌های بالا هستید؟
اگه هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون ببازید و بعد بقیه شو بخونید
حالا فرض می‌کنیم: طرف تنها میاد توی یه اتاق و در رو قفل می‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم می‌كنه. به دور برش نگاه می‌كنه و این وسایل رو می‌بینه
طناب
سیخ کباب
کبریت آغشته به بنزین
قرض دیاز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نایلون
چاقوی میوه بری
نخ کاموایی
سوزن لحاف دوزی
تیغ ریش تراشی مصرف شده
مرگ موش
خب... برای شروع بد نیست
ولی نظرتون رو به یه موضوع مهم ولی پیش پا افتاده، جلب می‌كنم: «تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه
فرض کنید درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پیدا می‌کنن که از یه طناب از سقف آویزونید و دارید مثل پاندول ساعت تاب می‌خورید و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی شلوارتون هم خیسه


نه... خودتون جای تماشاگرا باشین، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قیافه شما بعد از خودکشی باید از همیشه معصومانه تر... از همیشه زیباتر و از همیشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه
با این حساب، دور حلق آویز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگیرید
یه بنده خدایی از دوستان، خیلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره
ایشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد

فقط بدی کارش این بود که هیچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بیرون نکشید... چون به هر حال کار کثیفیه. حالا خودتون قضاوت کنید. این خودکشی ترحم کسی رو بر می انگیزه؟
یا اونایی که روی سرشون نایلون می‌کشن و دور گردنشون روی نایلون رو با طناب می‌بندن و یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین میندازن و له می‌شن... اینا همشون دیوونه‌ان
خودکشی ایده‌آل خودکشی است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثیرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپونی‌ها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته این کار یه کم درد داره. یه جورایی حس می کنید که توی سینه تون آب جوش داره قل می‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بدیش اینه که حتما می‌میرید
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نمیرید

اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکشید
یه موضوع مهم توی خودکشی، پشیمونی دیرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسایی که خودشون رو می‌کشن، وسط یا آخر کار پشیمون می‌شن و این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست. یه یارویی برای خودکشی یه تیکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب میده بره پایین ولی همون لحظه پشیمون می‌شه و این درحالیه که داره خفه می‌شه... یارو می‌دوه بیرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پایین و می‌میره... و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی
نکته مهم دیگه اینه که مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه
مثلا فرض کنید در نوع رگ زدن خیلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمین و لباساتون رو هم در نظر بگیرید
یا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنید
تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم كه سعی كنید در خودكشی حتما این نكات را مدنظر قرار دهید
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید. (بهترین موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ریخت و قیافه بیفتید
بهترین لباستونو تنتون کنید
حتما یه یادداشت بذارید و علت خودکشی رو شرح بدید و انگشت هم بزنید
خواهشا زیاد کثیف کاری نکنید
موقع خودکشی لبخند بزنید تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذارید چون خیلی وحشتناکه
یه بسته دستمال کاغذی حتما روی میزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنید. (پلیسا ببینن خوب نیست
رد انگشتتونو همه جا بمالید تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتید
یه جوری خودکشی کنید که دوباره بشه زنده تون کرد
دلیلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسایل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما یه فال حافظ بگیرید
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک یادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشی
اگه توی دستتون یه گل سرخ باشه صحنه خیلی رمانتیکتر و رویایی‌تر به نظر میاد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنید که جریان هیجان انگیزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گریه کنید . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو برای رفتن به جهنم رفتن آماده کنید

حالا جدید ترین و راحت ترین روشهای خودکشی

برای جنس نرینه
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنید
تمام تن و سرتونو ببرید زیر پتو
خیلی آروم نوک انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونو ببرید زیر پتو
هیچ راه نفوذی برای هوا نذارید
یک ساعت بعد... شما مردید
خدا رحمتتون کنه

برای جنس مادینه
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنید
برید زیر پتو
اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید یه موش خوشگل داره روی تنتون راه میره
خواهش می‌کنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید
مرسی
توی جهنم می‌بینمتون
یه جور خودکشی که بیشتر بین شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. این نوع خودکشی خیلی حال داره چون حداقل گشنه نمیمیری! و خوبی مهم ترش اینه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اینكه: یه بنده خدایی که با سی‌تا قرص دیازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اینکه مرده خاکش كردند و یارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد ودید: ای دل غافل... همه جا سیاهه و یه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداییش وحشتناکه
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۰۶ساعت 20:18  توسط امیر حسین  | 
تست ضریب هوشی جالب
توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید !

۱ )یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می‌کنند؟
کانادا – آمریکا – هیچ‌کدام
۲) یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟
شمال – جنوب – هیچ‌کدام

۳ )خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟
قرمز – آبی – هیچ‌کدام

۴ )پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند.پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۶) آیا می‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۷ ) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟
۱گرم – ۱۰۰گرم – هیچ‌کدام

۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌رود و التماس می‌کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می‌کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟
۸ بار – ۹بار – هیچ‌کدام

۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۱۰ ) گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟
دو‌شب – پنج‌شب – هیچ‌کدام

۱۱) اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع‌تر از رودخانه می‌سی‌سی‌پی شنا کند؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می‌گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان‌پذیر است؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می‌دهد.آیا این موضوع ثابت می‌کندکه آقای جیم بی‌گناه است؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۱۵) یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟
بهار – پاییز – هیچ‌کدام

۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟
آری – خیر – هیچ‌کدام

۱۸ ) اگر بخواهید یک نامه به دوست‌تان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟
پر – خالی – هیچ‌کدام

● پاسخنامه
۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.
۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمی‌گذارد!
۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!
۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!
۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !
۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می‌پرد!
۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.
۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.
۱۰) هیچ‌کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.
۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید.
۱۲) آری، چون که رودخانه‌ها که قادر به شنا کردن نیستند!
۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل‌اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.
۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.
۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.
۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد!
۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی‌توان نامه نوشت!

● تفسیر آزمون
▪ اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین صفر تا ۵ بود، معنایش این است که شما به طرز وحشتناکی به جزئیات بی‌توجهید. حواستان کجاست؟

▪ اگر تعداد جواب‌های درست بین ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نیست، اگرچه این نشان می‌دهد که چندان به جزییات توجه نمی‌کنید. شاید دارید به مسایلی توجه می‌کنید که بقیه به آنها توجه نمی‌کنند. خدا کند این‌طور باشد!

▪ اگر تعداد جواب‌های درست شما بین ۱۱ تا ۱۵ بود، بسیار خوب است.شما خوب به جزییات توجه می‌کنید. خدا خیرتان بدهد!

▪ اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین ۱۶ تا ۱۸ بود، یعنی شما یک پا شرلوک هولمز هستید. احسنت!
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۰۶ساعت 20:17  توسط امیر حسین  | 
اقدامی جالب برای کنترل سرعت در کانادا!
گروهی فعال ایمنی ترافیک در کانادا با نصب تصاویری سه بعدی بر روی خیابانهای نزدیک به مدارس قصد دارند با تغییر دادن نگرش راننده‌ها، رفتار آنها را درباره سرعت رانندگی و احتیاط بیشتر تغییر دهند.

اگر در هنگام رانندگی در خیابانی در نزدیکی یک مدرسه دختربچه ای را ببینید که به دنبال توپ خود جلوی خودروی شما پریده است، چه عکس العملی از خود نشان می‌دهید؟

یک گروه ایمنی در کانادا امیدوارند راننده با دیدن چنین صحنه ای از سرعت خود بکاهد و دوباره درباره میزان سرعت خودروی خود در محدوده مدارس فکر کند. اما منتقدان معتقددد چنین تصویری می تواند راننده ها را ترسانده و منجر به بروز تصادف شود.

با این حال سالانه 400 مرگ و میر ناشی از تصادف با خودروها در بریتیش کلمبیای کانادا، خطر سرعت در رانندگی را جدی تر از آن خواهد کرد که گروه Preventable از طرح کشیدن تصاویر سه بعدی در خیابانهای مشرف به مدارس برای جلب توجه و کاش سرعت راننده خودروها منصرف کند.

این گروه تصاویر سه بعدی دختر بچه ای را که در حال دویدن به دنبال یک توپ است را با همکاری شرکت ایمنی ترافیک BCAA فراهم آورده است. این تصویر از فاصله 15 متری شکلی سه بعدی به خود می گیرد و این ویژگی تا زمانی که خودرو به فاصله سه متری از تصویر برسد، پابرجا خواهد ماند اما از فاصله سه متر به بعد راننده متوجه نقاشی بودن تصویر خواهد شد.

بر اساس گزارش سی ان ان، اکنون گروه Preventable (قابل پیشگیری) به منظور بررسی تاثیر این تصاویر بر روی راننده ها و دیدن عکس العمل آنها، تصاویر را تحت نظر گرفته اند. به گفته سخنگوی این شرکت برای تغییر دادن رفتار انسانها باید نگرش آنها را نسبت به موضوعی تغییر داد و گاه برای تغییر دادن نگرش باید با افراد مقابله کرد.
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۰۶ساعت 20:16  توسط امیر حسین  | 
فکر می کنید مردان به چه زنانی می‌گویند زیبا!
 فکر می کنید مردان به چه زنانی می‌گویند زیبا!! و زنان به چه مردانی می‌گویند جذاب؟

دانشمندان برای اینکه دریابند زوج‌ها چگونه یکدیگر را انتخاب می‌کنند و ظاهر همدیگر را طبق چه معیارهایی می‌پسندند، تمام زوایای آشکار و نهان چهره را تحت بررسی قرار داده‌اند

و فرمول‌هایی ابداع و ارائه کرده‌اند که می‌تواند میزان تناسب اندام و زیبایی چهره زنان و مردان را از منظر همدیگر تخمین بزند....

اما بعد از این همه بررسی، هنوز قواعد جذابیت‌های ظاهری زنان و مردان، معیارهای دقیقی ندارد و اینکه چگونه یک کشش اولیه بین یک زن و مرد به یک عشق واقعی و ازدواج ختم می‌شود، هنوز جزو اسرار این دنیاست. ولی از منظر علمی می‌توان گفت رشته‌ای از قواعد علمی در مورد چگونگی گرایش مردان و زنان به همدیگر معلوم و اثبات‌شده است.
 
برخی از این قواعد، آشکارا عمل می‌کنند (مانند چشم‌های جذاب) و برخی دیگر، در سطوح ناخودآگاه ذهن اثر می‌گذارند. البته طبیعی است که در نهایت، عشق طولانی‌مدت بیش از آنکه بر زیست‌شناسی و ریخت‌شناسی تکیه داشته باشد، به رفتارهای زنان و مردان بستگی دارد اما تحقیقاتی ک در خصوص نگاه زنان و مردان به مقوله زیبایی انجام شده، قابل‌توجه است.

بدن انسان از هنگام لقاح، با تقسیم شدن منظم سلول‌ها رشد پیدا می‌کند و اگر تقسیم سلولی به درستی انجام شود، نتیجه‌اش این خواهد بود که طرف راست و چپ یک نوزاد، شبیه به یکدیگر شده و تصاویر آینه‌ای هم می‌شوند. اما همیشه کار به این صورت پیش نمی‌رود. جهش‌های ژنتیکی و فشارهای محیطی بر تقارن بدن اثر می‌گذارند و نتایجی درازمدت به جای می‌گذرانند.

تقارن کامل بدن نشان می‌دهد که فرد، خصوصیات ژنتیکی مناسبی داشته که در طول رشد او باقی مانده است؛ سالم است و می‌تواند گزینه مناسبی برای زوج‌یابی و بچه‌دارشدن محسوب شود. به گفته زیست‌شناسان، توجه به تقارن بدن از لحاظ همسر‌یابی، کاملا منطقی است. با یافتن همسری که بدنی کاملا متقارن دارد، احتمال اینکه بچه‌های حاصل از ازدواج آنها، بدنی متقارن‌ و سالم داشته باشند، بیشتر می‌شود.

رندی تورن‌هیل از دانشگاه نیومکزیکو برای مدت 15 سال به بررسی مساله تقارن بدن انسان پرداخته و صورت‌‌ها و بدن‌های اسکن‌شده افراد را وارد کامپیوتر کرده است تا نسبت‌های طلایی تقارن را معین کند. او می‌گوید: «طبق تحقیقات من، هم مردان و هم زنان، افراد جنس مخالف خود را در صورتی که بدن یا صورتی متقارن‌تر داشته باشند، بیشتر از آنهایی می‌پسندند که تقارن کمتری دارند؛ به‌خصوص مردانی که بدنی متقارن‌تر دارند، از این لحاظ، شانس بیشتری برای همسر‌یابی دارند.»

اهمیت شکل بدن زنان و مردان
محققانی که در این حوزه تحقیق کرده‌اند، معتقدند شکل بدن نیز بسیار مهم است. آنها در تحقیقات متعددی به صورت کمی این قضیه را ثابت کرده‌اند. دندرا سینگ، روان‌شناس و استاد دانشگاه تگزاس، به بررسی نسبت دور کمر به دور باسن پرداخته و به این نتیجه رسیده است که زنانی که این نسبت در آنها 7/0 است (دور کمر آنها به طور قابل‌توجهی از دور باسن آنها کمتر است) بیشترین جذابیت را دارند.
 
سینگ می‌گوید: «نسبت دور کمر به دور باسن زنان در حد 67/0 تا 18/1 برای اکثریت مردان جذابیت بیشتری دارد و در مورد مردان، این نسبت اگر بین 8/0 تا 0/1 باشد، برای اکثریت زنان جذابیت بیشتری دارد؛ هرچند که داشتن شانه‌های پهن و مردانه نیز برای زنان یکی از عوامل مهم جذابیت مردان به‌شمار می‌رود. اما سوال این است که این نسبت‌ها چه معنایی از لحاظ زیست‌شناسی دارند؟ آیا داشتن چربی در بدن به معنای آن است که فرد، انرژی کافی برای مراقبت از بچه‌ها دارد؟ واقعیت این است که توزیع چربی در بدن به وسیله هورمون‌های جنسی تعیین می‌شود: تستوسترون در مردان و استروژن در زنان.
 
اگر زنی به مقدار کافی و با آمیزه مناسب از هورمون‌های جنسی داشته باشد و تولید کند، نسبت دورکمر به دورباسن او به‌طور طبیعی در حد طبیعی قرار خواهد گرفت و همین مساله در مورد تستوسترون مردان نیز صادق است. بررسی‌ها نشان داده‌اند افرادی که نسبت اندازه لگنی‌شان ایده‌آل است، کمتر دچار بیماری‌های قلبی‌عروقی، سرطان و دیابت می‌شوند.
 
زنانی که در این طیف ایده‌آل قرار می‌گیرند نیز در باروری و بچه‌دار شدن دچار مشکل کمتری می‌شوند. به گفته سینگ، مساله مهم این است که زیبایی، اطلاعاتی درباره سلامت و باروری فرد به ما می‌دهد و شاید اساسا برای همین است که ما زیبایی را به‌طور ناخودآگاه تحسین می‌کنیم.

نشانه‌های جذابیت زنانه و مردانه در چهره زنان و مردان
طبق گفته محققان، ساختمان چهره نیز شواهدی در مورد باروری فرد ارائه می‌دهد. به گفته دکترتورن‌هیل، استروژن یا هورمون جنسی زنانه، رشد استخوان را در بخش پایینی صورت و چانه زنان مهار می‌کند و باعث می‌شود صورت، کوچک‌تر و کوتاه‌تر شود. همچنین این هورمون با ایجاد اثر مشابهی بر ابرو باعث می‌شود چشم‌ها درشت‌تر و برجسته‌تر به نظر برسند.
 
شکل صورت مردان نیز تحت تاثیر تستوسترون است. هورمون جنسی مردانه باعث می‌شود بخش پایینی صورت و فک بزرگ‌تر شود و ابروها پرپشت‌تر به نظر برسند. به گفته دکتر تورن‌هیل، مردانی که این خصوصیات را دارند، جذاب‌تر به نظر می‌آیند زیرا سلامت تولیدمثل‌شان محتمل‌تر است. به گفته وی، کسب و کار پرسود جراحی پلاستیک نیز بیش از همه برای بهبود بخشیدن به تقارن بدن مشتریان است و این، خود، شاهدی است بر اینکه بیشتر مردم، این ویژگی را جذاب می‌شمارند.
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۰۶ساعت 20:13  توسط امیر حسین  | 
نحوه ذخیره شماره تلفن همسر توسط آقایان!!
http://www.irannaz.com
تعداد نمایش ۴۱۶ بار
 |+| نوشته شده در  ۸۹/۰۷/۰۶ساعت 20:12  توسط امیر حسین  | 
مطالب قدیمی‌تر
  بالا